|
...دنياي كوچيک من...
ஜ☆ღ ....من تو را از لابلای حرفهای گنگ آدمها پیدا می کنم...تو مرا در گنگی دل آدمها تنها مگذار... ஜ☆ღ
|
بگذار آدم ها تا می توانند بد باشند تو از نژاد چشمه باش پاک و بی ریا...
پی نوشت: سلام من الان در سایت دانشگاه هستم.به همراه دوتا دوست تهرونیم که اونا هم اینجا در جستجوی علم هستند و من در حال آپ کردن وبلاگ. دیروز استاد فیزیکمون که قدمت زیادی هم داره گفتم: ابتدا گوشت را از فریزر در می آوریم.... باز همه کلی ازم خندیدن.... بعد استاده به من گفت تو هفته دیگه یه شعر از اوحدی مراغه ای حفظ می کنی و میای می خونی....آخه اوحدی مراغه ای چی کارش با آبگوشت و فیزیک؟!!!! حالا در به در دنبال شعر هستیم برای درس فیزیک [ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 ] [ 18:35 ] [ پگاه ]
[ ]
تعطیلات هم به پایان رسید و فردا به دانشگاه تهران بر می گردیم با مغزی که هنوز دلش می خواست بیشتر در تعطیلات بسر می برد... امروز 13 بدر رفتیم و من گله ای گوسفند دیدم و باهاشون بازی کردم. گوسفندانی سر به زیر و بی آزار....اکسیژنی خالص در طبیعتی سبز سرشار از انرژی مثبت... چقدر چوپانی لذت بخش است...
[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 21:21 ] [ پگاه ]
[ ]
دلم گرفته است دلم گرفته است [ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 21:58 ] [ پگاه ]
[ ]
و خدا خوش قول است وهمیشه هر سال سر ساعت سر آن ثانیه هایی که پر از حادثه ی تازگی است وعده کردست که باز حال مارا متحول بکند....
پی نوشت: فقط يه چيزي مي دونم كه هيچ وقت هيچ كس نمي تونه شادي رو ازمون بگيره جز خودمون شايد سال نو بتونه بهونه اي باشه براي يه شروع دوباره براي تغيير عيب هايي كه دوستشون نداريم پس می گم شروع نو مبارک...
[ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 14:51 ] [ پگاه ]
[ ]
خدایا... بفهمانم که بی تو چه میشوم,اما نشانم نده.... خدایا... هم بفهمان و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد...
پی نوشت: سلام این آخرین پست من در سال ۹۰ هستم امروز داشتم به این فکر می کردم که تو این سال چه کارایی کردم چقدر کار مثبت انجام دادم؟چقدر پیشرفت کردم؟ سال ۹۰ سالی پر از پستی و بلندی بود پر از شادی و غم و حدس می زنم این حالت واسه همه یکسان هست. فقط می تونم اینو بگم که سال ۹۰ همیشه واسم جزء یکی از سال های خاطره انگیز زندگیم می شه چون بالاخره به دانشگاه تهران رسیدم و اما بزرگترین درسی که تو این سال گرفتم و می خوام اینجا بنویسم تا یادم نره اینه که: همیشه امیدوار باشم.امید به دنبال خودش تلاش رو به همراه داره و درنتیجه رسیدن به هدف یا همون آرزوها فهمیدم با امید و تلاش و مثبت بینی واقعا می شه همه آرزوهاتو دست یافتنی کنی واقعا میشه.... خدایا سال جدید هم مثل سال قبل همه جا پیشم باش
[ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 15:5 ] [ پگاه ]
[ ]
ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،
پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند!!! ![]() پی نوشت: سلاااااااام دوستای خوب من فردا میرم به سوی تهران سلام شهر جدید/دوستای جدید/زندگی جدید.... امروز شعری از خودم توی دوران سخت درس خوندن پیدا کردم.واقعا دیگه از درس بدم گرفته بود: تا چشم باز کردیم گفتند بخوان درس بخوان خواندم... تمام شد... گفتند نه !!!! هنوز مانده بخوان... خواندم.... گفتم تمام شد...؟ گفتند نه هنوز مانده نیمه راه جا زده ام دیدم همه جوانی ام با درس جا مانده.... درس خواندم برای کار برای پول.... پس چرا تمام نمی شه؟ نوبت ما که رسید همه با سواد شدند و مدرک ما بی ارزش پس برای ما چی؟ بازهم بخون شاید فرجی بشه...... خدا بیداره.... ۱/۵/۹۰ با حس و حال خستگی و ناامیدی در کتابخانه و فرجی هم شد... و به آرزوم که تهران بود رسیدم خدایا خاطر همه چی ازت ممنونم کمکم کن وقتی کارم با دانشگاه تهران تموم شه که یه استاد شده باشم. اینجا می نویسم تا همیشه یادم باشه......... اندکی صبر سحر نزدیک است...... پیش به سوی آرزوها.....پیش به سوی هدف.....پیش به سوی استاد شدن.......
[ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 11:59 ] [ پگاه ]
[ ]
- کجا داری میری؟
- با کی داری میری؟
- واسه چی میری؟
- چطوری میری؟
-برای کشف چی میری؟
- چرا فقط تو میری؟
.
.
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیستو ببینم!
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
.
.
- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو
- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
.
.
- اصلا منم میخوام باهات بیام!
- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!
- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟
پی نوشت: فردا شنبه ۱ بهمن مصادف است با جراحی دندان عقل من پیشاپیش روز مرگ دندان عقلم مبارک
[ جمعه 30 دی1390 ] [ 11:26 ] [ پگاه ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||